مناجات شب قدری با خداوند کریم
رمضان است و ماه نیـمهٔ بدر شب تـقـسیم زندگی، شب قدر شب قدر است و من همان تنها دورم از هـیهی و هـیـاهـوها نیـسـت قـرآن بـرابـرم امـشب دست مولاست بر سرم امشب ای خـدای بــزرگ بـنـدهنـواز خالـق لحـظـههای راز و نیاز مـیچـکـد شـور تـو در آوایـم مـیزنـی مـوج در دعـاهــایـم شب قدر است و میکنی تقسیم بـرسـان سـهـم دوسـتـان یـتـیم سهم من چیست؟ بندگی کردن پاک و پـاکـیـزه زندگی کردن بار من ای یگانه سنگین است سبُکم کن که سهمِ من این است لطف داری به دست کـوتـاهم میدهی آنچه را که میخواهم ای سـؤالِ مرا هـمیـشه جواب ای سبب! ای مسبِّب! ای اسباب! با من ای مـهـربان، مدارا کن گره از کار بـسـتهام وا کن... ای خـدا، ای خـدای نـومیـدان زنـدهٔ تـا هـمـیـشــه جــاویـدان ای ســزاوار گـریــه و خـنـده مـهـربــانِ هـمــاره بـخـشـنـده پــاکـبـازم اگـرچـه گــمـراهـم از تو غیر از تو را نمیخواهم بـار تـشـویـش از دلــم بـردار وَ قــِــنا ربّـنــا عــذاب الــنـّار شب قدر است و من چنین بیتاب اِفــتــَتِـح یـا مـفـتــّح الابــواب |